در حال بارگذاری ...
  • یادداشت کیهان حجتی درباره نقش موسیقی در تئاتر

    تئاتر دوبار زاده شد و هر دوبار از موسیقی

    ۳۰ مهر زادروز آهنگساز تئاتر بجنورد کیهان حجتی است، به همین بهانه به سراغش رفتیم تا برایمان از نقش موسیقی در تئاتر بگوید.

    کیهان حجتی؛ سخن خودم رو با نقلی از ولادیمیر استانیفسکی آغاز می‌کنم که می‌گوید: "تئاتر دوبار زاده شد و هر دوبار از موسیقی"، موسیقی تئاتر سابقه‌ای بسیار طولانی دارد، اگر موسیقی فیلم به اندازه تاریخ سینما قدمت دارد، موسیقی تئاتر به اندازه تاریخ هنر قدمت دارد. بین هیچ دو هنری چنین پیوندی که بین موسیقی و تئاتر است وجود ندارد.
    یکی از عناصری که دست به دست هم داده تا تئاتر از هر زاویه ای دارای بیان تفکرات و تحلیل های پدیدآورنده باشد، موسیقی است. اصولا موسیقی در تئاتر را می توان به دو فرم یا حالت درونگرا و برونگرا تقسیم کرد که معمولا فرم برونگرای آن که حال و هوای کنونی اجرا را بیان می کند از فرم درونگرا که به بیان تفکرات درونی اثر می پردازد متاسفانه مرسوم تر است.اصولا شواهدی که برای بیننده تئاتر کاملا قابل درک است و قرار نیست تاکید خاصی بر آن باشد، لزومی به استفاده موسیقی کاملا منطبق با صحنه نیست؛ چراکه موسیقی خود عنصری پویا و گویاست که به تنهایی احساس برانگیز ، شاد ، رمانتیک و ... است و اگر قرار باشد صحنه ای را که مخاطب به وضوح از آن بهره مند و بازیگران به درستی حس صحنه را بیان کرده اند را تکرار کند نه تنها ممکن است موسیقی در آن لحظه دیده نشود، چه بسا ممکن است صحنه را به مخاطره اندازد.موسیقی در تئاتر می بایست دارای ریتم، دینامیک و رنگ صوتی بسیار ویژه ای باشد تا به عنوان یکی از ارکان مهم و تاثیر گذار هنر تئاتر، جذابیتی در گرو اثر پدید آورد، نه به تنهایی رخ نمایی کند، چرا که تئاتر و موسیقی هر دو از جمله هنرهای زنده هستند و هماهنگی و تعامل این دو هنر و عواملی با تفکرات صرفا موسیقایی و صرفا تئاتری بسی دشوار اما لذت بخش است.
    شاید تاثیرگذارترین بخش موسیقی در تئاتر خلق موتیف یا همان تم اولیه اثر است که در بخش های مختلف خاصیت بسط و گسترش را دارد. در تئاتر ایران، اگر موسیقی از ارکان یک اتفاق هنری (مانند موسیقی – نمایش) نباشد، متاسفانه به موسیقی پس از شکل گیری کار فکر می شود که این طرز کار دست آهنگساز را جهت ارائه یک موسیقی خلاقانه بسته می گذارد . نکته ای که باید به آن اشاره کرد آن است که معمولا نویسنده یا کارگردان هنگام نگارش و تحلیل متن، موسیقی دلخواهی را می شنود که تا اندازه ای با فضای کار نیز هماهنگی دارد. این کار موجب می شود تا در طول زمان آن موسیقی ملکه ذهن شده و بالطبع از آهنگساز نیز درخواست می شود موسیقی شبیه آن اثر خلق کند و حال اگر حتی موسیقی بهتر و متناسب تر از اثر انتخابی هم خلق شود نظر نویسنده، کارگردان را به سختی جلب می کند.از دیگر مسائلی که در موسیقی تئاتر ایران می توان به آن اشاره کرد قواعد و ساختارهای موسیقایی است که به آن اهمیتی داده نمی شود . ارکستراسیون های ناهمگون، رنگ های صوتی با اختلاف های بسیار، عدم تعادل سبک و استفاده از ادوات الکترونیک و ... سبب می شود تا موسیقی تئاتر تنها از رکن مهم خویش دور شود بلکه جذابیت های موسیقی در کنار صحنه را برای بیننده از بین می برد.






    نظرات کاربران